خون بازی

زخم باز

درد داره

مخصوصا وقتی میبینی اونی که داره ازش خون میره تو نیستی؛ اونیه که خیلی عزیزه...

مخصوصا وقتی میبینی اونی که داره ازش خون میره خودشم نمیبینه تا کمر توی خون خودشه فرو رفته

این خون

بو داره

رنگ داره

چه لباس های کادویی سفیدی که اطرافیان تنمون کردن و چنان رنگ می گیره و لکی میشه که حالا حالا ها خواهد موند و شاید اصلا به چشم خودمون نیاد.

شاید بد نباشه

تو هم می خوری زمین

تو هم کثیف وخونی می شی

برات بد نیست یادت باشه دفعه دیگه زمین خورده ای رو دیدی نری با ذره بین خیره شی بهش

که کجاش سوخت یا کجاش چطوری شد

رها کن بزار راه بیوفته خودش....

نور

من نورپردازی بلد نیستم. 

اما وقتی نور پردازی کامل باشد سایه ها به حداقل می رسه. فکر می کنم اما این نور پرداز فقط نیست که سایه ها رو کنترل می کنه بلکه اگه فرض کنیم نور پرداز به ما اشاره میده که اونجا باش تا سایه هات کمتر شه، این حکمت مست در صحنه که تعیین می کنه سایه ها در کدوم سمت بلند و کوتاه بشن. سایه وجود داره. سایه اجتناب ناپذیره اما حداقل میشه دستی برد توی طیفش و میشه سعی کرد برای کمرنگ شدنش. حتی اگه با نورپردازت هم ارتباطت قطع باشه، حتی اگه با هم قهر هم باشین. یهکم سرت پایین باشه و سر به هوا نباشی سایه هات رو روی زمین و روی صورت همبازی هات روی صحنه خواهی دید. خواهی دید که اگه صورتشون به نظرت تاریک میاد، این تویی که جلوی رسیدن نور رو میگیری به صورتشون و درست نمی تونی ببینیشون. 

وقتی گذشت... وقتی به اندازه کافی در نور بودی و از کدر بودن خودت، نور رو جذب کردی میرسه اون روزی که زلال میشی و نور رو عبور میدی. شایدم نور رو متمرکز کردی و شایدم پخش. اما عبور می کنه نور. سایه نمیشه. گرمای ملایم میشه گاهی و شاید بعضی وقت ها هم بسوزونه طرفت رو.... این که طرف بسوزه یا گرم شه یا ککش هم نگزه، بیشتر ماله جنس خودشه. بیشتر ماله جنس نوره...

میسوزونه گاهی بعد گرما میده. گاهی بالعکس!

در نهایت و نه در انتها:

يَا نُورَ النُّورِ يَا مُنَوِّرَ النُّورِ يَا خَالِقَ النُّورِ يَا مُدَبِّرَ النُّورِ يَا مُقَدِّرَ النُّورِ يَا نُورَ كُلِّ نُورٍ يَا نُوراً قَبْلَ كُلِّ نُورٍ يَا نُوراً بَعْدَ كُلِّ نُورٍ يَا نُوراً فَوْقَ كُلِّ نُورٍ يَا نُوراً لَيْسَ كَمِثْلِهِ نُورٌ