زلزله مچکریم!
از زلزله شمال غربی توی چند ماه پیش گرفته تا زلزله های این یه هفته توی کرمان و خراسات جنوبی... خلاصه همه دارن از زلزله می گن و این که هیچوقت واسش اماده نیستیم و وامصیبتا اگه تو تهران بیاد. این کتاب دومینو تهران فرو ریخت رو نخوندم ولی ظاهرا به تفضیل این مسئله رو شبیه سازی کرده.
الغرض جایی بودم و مهندسی راجع به زلزله ها صحبت می کرد. به پوسته ناآروم زمین زیر ما که دوست داره جوش بیاره یا یه تکونی به خودش بده. از چیزایی می گفت که این بهانه رو میدن دست لایه های زمین که یه تکونی به خودشون بدن. می گفت توی تغییر فصول، وقت هایی که هوا از گرما به سرما میره یا بالعکس؛ زلزله محتمله به خاطر انبساط و انقباض ها...
همچنین می گفت اکثرا زلزله ها ساعات نزدیک صبح اتفاق میوفته که اونم به خاطر نیروی ماهه، نیرویی که این همه آب روی زمین رو یکی دو متر میکشه بالا با عنوان جذر و مد حتما میتونه روی پوسته زمین هم اثرات این مدلی بزاره.
بیشترین جذابیتش شباهت هایی بود که میدیدم بین زمین و ما... مادر زمین.. مادر گایا... می دونم هم جواری ها موثر هستند، مطمئنم که کمال و نقص همنشین موثره. پس این احتمال هم زیاده ما از سیاره ای که روش زندگی می کنیم اثر رفتاری گرفته باشیم.
ما هم درونمون هستن لایه هایی که زیرن (گاهی انقدر زیر که ازشون بی خبریم) لایه هایی که گاهی باهم قاط میزنن و به تناقض می خورن و دوست دارن در جهت مثبت و منفی بلرزونمون، حالا مثبت و منفیش به این میتونه مربوط باشه که جنسشون چی باشه. این لایه ها گاهی با تغییر های دورمون می لرزن و می لرزونن. یه تغییر اساسی مثل فوت یکی که بهت نزدیکه، مثل یه از دست دادن یا اگه یه کم حواست جمع باشه با یه به دست آوردن. احساس می کنم مام مثل سیاره ای که روش زندگی می کنیم از تغییر دمای اطرافمون متاثر میشیم و متزلزل گاهی.....
همیشه بچه که بودیم توی درس هایی مثل علوم و اینا می خودندیم ماه قمر زمینه و همیشه داره دورش می گرده. زمین اثر می گیره ازین همنشین نقره فامش. آب های سطحیش با اون همه عظمت بالا پایین میشن و اگه استعدادی باشه توی لایه هاش به زلزله هم ختم میشه
همنشین های ما؛ دوستای نزدیک؛ همسر ها؛ این اثر هارو دارن شاید... آدمایی هستن که می تونن زلزله ای به پا کنن . فقط با بودنشون حتی با حفظ فاصله...

